فیلم «شیفت شب» از نگاه یک مشاور

فیلم «شیفت شب» از نگاه یک مشاور

منصوره طالبیان کاندیدای دکتری مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی تهران

بعد از یک روز پرچالش و گفتگو با استاد راهنما به سرعت خودم را به ترمینال رساندم تا با اولین اتوبوس از تهران برگردم. معمولا در مانیتورهای اتوبوسهای بین شهری فیلمهای نسبتا قدیمی و یا کمتر مشهور وجود دارد. فیلم نسبتا قدیمی شیفت شب(۱۳۹۳) را پیدا کردم و احساس کردم نسبت به بقیه اسم آن برایم آشناست و همین کافی بود برای تصمیم گرفتن برای دیدن آن.

نکته اول اینکه این فیلم را بدون سوگیری دیدم! همیشه برای دیدن هر فیلم عوامل و بخصوص کارگردان را بررسی میکنم اما این بار فقط به اسم اکتفا کردم و اتفاقا بعدا متوجه شدم که سوگیرهای احتمالی ام وجود نداشته است! و چقدر ویران کننده است کلیشه های ذهنی ما از موضوعات که باعث می شود همه ابعاد زندگی بخصوص روابط بین فردی ما بشدت تحت تاثیر واقع شود؛ قالبهای همیشگی مادر شوهر و داماد و…

کارگردان فیلم،خانم نیکی کریمی با پرداختی زنانه، مفهوم تاب آوری را ترسیم کرده است و زن و مردی را نشان می دهد که هریک به روشی، خود را به آب و آتش می زنند تا بتوانند بحران زندگی را حل کنند.

کلیشه های زیبا اما ضروری و شدنی

در این فیلم تقابل دو نوع تاب آوری را می بینیم. کارگردان با نمایش سکانسهایی از تلاش یک زن برای نجات زندگی و همسرش، همان زن توانمندی را به ما یاددآوری میکند که بارها اَشکال مختلف آن را در زندگی مادران نسل قبل خود شنیده و دیده ایم و همان مفهومی که شکل ضعیف تر آن را در همسر او می بینیم. تاب آوری مفهومی از روانشناسی مثبت گراست که به تفاوتهای فردی در مقابله با شرایط استرس زا می پردازد. همان چیزی که گاهی دیده می شد که مادری با از دست دادن چندین فرزند خود در جنگ، باز هم به خواست آنها گریه نمی کند و تعادل روانی خود را به گونه ای دیگر حفظ می کند.  شکل دیگر تاب آوری مردی است که سعی می کند از مشکل فرار کند و یا اینکه تلاش کند بدون کمک دیگران از این بحران بزرگ عبور کند حال اینکه حمایت های خانوادگی حتی اگر به رفع مشکل کمک نکند ما را در برابر استرس شرایط سخت یاری می کند و ما را قدرتمند می سازد.

تقابل رویکرد درون گرا و برون گرا

فرهاد(نقش اول مرد) به روش یک فرد درون گرا سعی می کند بحران خودساخته اش را حل کند و راه حل او(پول نزول گرفتن) مشکلی به مشکل می افزاید اما همین که یک حسابدار وارد کاری بسیارخاص و به ظاهر سطح پایین(کشتن موشهای خیابان) می شود نشانی است از عدم وادادگی او نسبت به شرایط سخت. اگرچه که حرف نزدن­های او، هم خودش و هم همسرش را تحت فشار روانی نگه می دارد. اما همسر برون گرای او در جستجوی راه حل با نزدیکان خود مشورت می کند و اتفاقا همین حمایت ها به حل مشکل کمک می کند.

بلندپروازی در مقابل سکون

در آغاز فیلم، ناهید متوجه می شود که فرهاد با مساعدت همکارش، از صندوق شرکت پول زیادی برداشته اند و در سکانسی گفته می شود که قرار بوده بعدا پول را به صندوق شرکت بازگردانند. در این نوشتار بنا ندارم از زاویه روانشناسی اخلاق و هوش اخلاقی به این مسئله بپردازم بلکه هدفم این است که تلنگری بزنم به این نگاه نسبتا رایج که «سهمت را از زندگی بگیر». در سکانسی مادر ناهید(با بازی گوهر خیراندیش) اشاره می­کند که چون می خواستید شمیران نشین و آپارتمان نشین باشید، خودتان را به زحمت انداختید. قطعا همه دوست دارند زندگی خود را از نظر مادی ارتقا دهند اما در تصمیم گیری هایمان چقدر آگاه هستیم که سلامت روان خود و خانواده را با چه چیزی معاوضه می کنیم. گاهی پله های ترقی!! را به یکباره بالا میرویم و تنها به مقصد می نگریم بدون اینکه آگاه باشیم چه چیز را هزینه یا قربانی می کنیم.

در پایان اینکه

هنوز نکات دیگری از شیوه های رفتار و مقابله این زن و شوهر وجود دارد که آن را به نگاه و نظر شما واگذار می کنم.