اختلال های رفتاری

 

اختلال های رفتاری،گروهی از اعمال و رفتارهای نابهنجار یا سازگارانه هستند که به طور مکرر و غیر طبیغی از فرد سر می زندو  مانع سازگاری فرد با اطرافیان او می شود.تعریفی که از طرف مقامات ارئه میشود بر”انحراف از معیارهای قانونی”تاکید دارد. اما تعریفی که از طرف معلمان و متخصصان تربیتی ارائه میشود، برشکست های تحصیلی متمرکزخواهد بود، در حالی که تعریف پیشنهادی از طرف کلینیک های بهداشت روانی بر مسائل روانی و رفتاری تکیه میکند.همچنین، به کودکان و نوجوانانی”ناسازگار”یا “کژخو” و یا “بزهکار”اتلاق می شودکه از هوش عادی یا حتی هوش بالایی، برخورداند ولی رفتار غیرعادی و نابهنجار دارند و به طور عادی قادر به حفظ رابطه با افراد دیگر نیستند(میلانی فر،۱۳۸۰)برخی این کودکان را دشوارمی نامند زیرا:

-تماس ،برخورد و معاشرت با این کودکان و تحمل رفتارهایشان برای اطرافیان دشوار است.این کودکان نمیتوانند نیازها و مشکلات خود را به راحتی ابراز کنند.

-پیروی از مقررات و احترام به قوانین متدوال اجتماعی برای آنان دشوار است.این افراد هنر ظریف زیستن را نمیدانند و نمیتوانند بین نیاز های شخصی و احتیاجات دیگران تعادل برقرارسازند.

-تربیت و آموزش این کودکان برای والدین،آموزگاران ومربیان دشواری هایی را در مقایسه با دیگران ایجاد می کند.

البته اگر ناسازگاری به صورتی نمایان شود که فرد برای حل مشکلات و مسائل خود مجبور باشد با اصول،قوانین و ارزش های اجتماعی مورد قبول اکثریت درگیر شود،در این صورت آن را ناسازگاری اجتماعی می نامند.

اما اگر ناسازگاری به صورت اضطراب بی دلیل،ترس های غیر منطقی ، افسردگی و اختلال در ارتباط با دیگران بروز کند به آن ناسازگاری عاطفی گفته می شود.

در واقع، کودکان دشوار افرادی از اجتماع هستند که دچار اختلالات رفتاری بوده ،رفتارشان برای خود و اطرافیان مشکلات زیادی ایجاد میکند.و همواره برای والدین و اولیای مدرسه مشکل تربیتی دارند و برای پزشکان،پلیس و دستگاه های قضایی به عنوان یک مسئله مطرحند.دشواری های این کودکان از شیطنت و اختلالات عصبی و روانی جزئی قابل کنترل گرفته تا انواع بزهکاری ها تنوع پیدا میکند.اهمیت توجه به کودکان دشوارو بزهکاران نوجوان در این است که تلاش کنیم میزان آنان افزایش نیابد و بزهکاران امروز به مجرمان فردا مبتلا نشوند.طبق مطالعات انجام یافته حدود دو پنجم از اختلالات رفتاری به صورت اختلالات عاطفی،دو پنجم دیگر به صورت اختلالات ارتباطی و یک پنجم بقیه به صورت اختلالات غذایی،وسواس و غیره است.

ظهور نظریات روانکاوی فروید،نظریات یادگیری رفتاری/اجتماعی و جنبش بهداشت روانی و راهنمایی کودک،زمینه ی باور نسبت به شیوه ی برخورد صحیح و روان شناسانه با این گونه کودکان و رسیدگی به اختلال های کودکی و نوجوانی را بیش از پیش مورد توجه قرار داده است.

گاهی برای کودکان با اختلال های رفتاری و ناسازگارانه از اصطلاحات معادل دیگری نظیر:

پریشانی های عاطفی،معلولان عاطفی،نقص عاطفه،معلولین عاطفی/اجتماعی، مبتلایان عاطفی،مسائل سازشی شخصی و اجتماعی،نابهنجاران،ناسازگاران،اختلالات رفتاری-عاطفی و معلولان جدی رفتاری استفاده می شود.

همه ی این اصطلاحات یک نقطه مشترک دارد و آن وجود مشکلات رفتاری در فرد است.مشکلات رفتاری را همان رفتارهای نابهنجارتلقی می کنند.رفتار نابهنجار رفتاری است که از اعتدال منحرف شده است و البته این انحراف در جهت منفی یا بیمارگونه است.

 

اختلالات کودکان

مشکلات رفتاری دوران کودکی را میتوان به دو گروه کلی تقسیم کرد:اختلال های درونی شده و اختلال های بیرونی شده یا کرداری.

اختلال های بیرونی شده یا اختلال های کرداری شده یا به کنترل در نیامده،الگو های رفتاری ناسازگاری هستند که مشکلاتی را برای دیگران ایجاد می کنند.در این اختلالات، کنترل کودک روی رفتار خود کمتر از حد معمول است و به عنوان اختلالات رفتاری کودک تلقی میشوند.مانند اختلال سلوک، بزهکاری، پرخاشگری،دزدی و غیره.طبق تعریف دی اس ام   ویژگی اصلی اختلال کرداری،داشتن الگوی کرداری تکراریو پیوسته،تجاوز به حقوق اولیه ی دیگران یا تخطی از معیار ها و ضوابط اجتماعی متناسب با سن است.چهار نوع فرعی تر اختلال با وجود یا عدم وابستگی های اجتماعی و وود یا عدم رفتار های پرخاشگری مشخص میشود:

۱-غیر اجتماعی –پرخاشگر

۲-غیر اجتماعی-غیر پرخاشگر

۳-اجتمتعی –پرخاشگر

۴-اجتماعی-غیر پرخاشگر

نوجوانانی که اجتماعی تشخیص داده می شونداحتمالا با یک و دو گروه از همسالانش روابطدوستانه ای داردو برای آنان اهمیت قائل است و خود را در برابر آنان مسئول می بینند.غیر اجتماعی به کسی اطلاق می شود که فاقد چنین روابطی است.وارد آوردن آسیب بدنی یا مالی به فرد دیگرپرخاشگری به حساب می آید،در حالی که رفتارهایی چون گریز از مدرسه،فرار و دروغ گویی مداوم در میان رفتار های غیر پرخاشگری جای میگیرند(نلسون و ایزرائل،۱۳۷۲)اختلال های کرداری اغلب با ویژگی های زیر همراه است:ایجاد مشکل در خانه و جامعه،فعالیت های جنسی پیش رس،استفاده از مشروبات الکی و مواد مخدر،تحریک پذیری،تند مزاجی، بی پروایی و بی حیایی،پیش رفت تحصیلی ضعیف، ناکامی، اعتماد به نفس پایین، مخالفت جویی و عناد ورزی، تجاوز به حقوق اولیه ی دیگران،ویرانگری، بدخلقی، دعوا، رفتارهای ضد اجتماعی، پرخاشگری، یا اختلال کرداری می خوانند و اغلب با پرخاشگری،مخالفت جویی،ویرانگری و رفتار های ضد اجتماعی همراه است.

انواع اختلالات کرداری یا بیرونی شده

-اختلال سلوک

-اختلال نزاع طلبی مقابله ای(مخالفت جویی-عناد)

-پرخاشگری

-دزدی

-دروغگویی

-بزهکاری

اختلال سلوک:

شاید دلیل عمده ی مراجعه بزرگسالان به متخصصان بهداشت روانی،افسردگی و اضطراب باشد

اما اکثریت مسائل کودکی که موجب ارجاع به روانشناسان و کلینیک بهداشت روانی می شود،به مشکلات رفتارهای کنترل نشده بیرونی مربوط می شود،از جمله مشکلات رفتاری،اختلاف سلوک و اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه است.

پدیدار شناسی و طبقه بندی

مطابق دی اس ام ۴ خصوصیات اصلی اختلال سلوک عبارتند از الگوی تکراری و پایدار رفتاری که شامل نقص حقوق اساسی دیگران شود و نامناسب با هنجار های اجتماعی مرحله ی سنی کودک باشد.

این مشکل اختصاصی به موقعیت ندارد بلکه مشکلات سلوک در مدرسه ،در خانه،در جامعه و با همسالان مشاهده میشود.یک خصویت رایج اختلال سلو به عنوان یک مشکل رفتاری(برون ریزی) توصیف شده است و شامل انواعی از اعمال ضد اجتماعی است. اختلال سلوک،در بردارنده ی الگوی رفتاری تکراری و پایداری است که در آن حقوق دیگران یا قوانین اجتماعی نقض می شوند.

حداقل سه تا از موارد زیر دوازده ماه گذشته باید وجود داشته باشد که یکی از آنها در شش ماه گذشته مشاهده شده است.معیار های تشخیص اختلال سلوک از نظر دی اس ام ۴ عبارتند از:

۱-غالبا نزاع جسمی را شروع می کند

۲-اسلحه ای را به کار برده است که می تواند موجب آسیب فیزیکی جدی شود.

۳-از لحاظ جسمی به دیگران بی رحمی می کند.

۴-از لحاظ جسمی به حیوانات بی رحمی می کند.

۵-در حضور قربانی دزدی کرده است.

۶-کسی را به زور وادار به عمل جنسی کرده است

۷-تخریب اموال

۸-آتش افروزی عمدی با نیت آسیب رسانی جدی

۹-تخریب عمدی اموال دیگران

۱۰-فریب دادن یا دزدی

۱۱-ورود به زور به خانه، ساختمان یا ماشین دیگری

۱۲-برای به دست آوردن کالا یا منافع یا اجتناب از انجام وظایف دروغ می گوید.

۱۳-بدون مواجهه با قربانی، اجناس کم قیمتی را دزدیده است

۱۴-نقض جدی قوانین و مقررات

۱۵-علیرغم منع از سوی والدین، شب ها تا دیروقت خارج از خانه به سر برده است(شروع قبل از سیزده سالگی)

۱۶-فرار از مدرسه(شروع قبل از سیزده سالگی)

۱۷-پرخاشگری نسبت به انسان ها و حیوانات

۱۸-غالبا دیگران را مورد زورگویی،تهدید و یا ارعاب قرار می دهد

از جمله خصوصیات دیگر اختلال سلوک:

تکانش وری،نیاز به برانگیختگی،همدگی اندک،رشد اخلاقی ضعیف ،روابط بین فردی پردرسر،سومصرف مواد،جز باندبزهکارانه بودن ،قشقرق،نزاع،جدال و بحث است

دزدی،دروغگویی و تقلب نیز در میان کودکان مبتلا به اختلال سلوک روا بیشتری دارد.

بسترهایی که منجر به مشکلات رفتار گسیخته می شودعبارتند از:

۱-بستر رفتار های آشکار:شامل آن اعمال ضد اجتماعی است که مبتنی بر مواجه اند مثل:نزاع، بحث و جدل، قشقرق

۲-بستر رفتارهای نا آشکار:شامل اعمال پنهانی استنظیر: دزدی، فرار و دروغگویی.

۳-بستر سوم شامل تعارض زود هنگام با مراجع قدرت است مثل سرسختی و بی اعتنایی

میزان شیوع اختلال سلو،حدود دو تا نه درصد و شش تا ده درصد برای اختلال نزاع طلبی گزارش شده است.بیش از پنجاه درصد می پذیرند که دزدی کرده اند و چهل و پنج درصد می پذیرند که تخریب اموال داشته اند.تخمین سه بر یک در پسرها نسبت به دختران است.اختلال سلوک در پسران قبل از ده سالگی و در دختران بین سیزده تا شانزده سالگی شروع می شود.در پسران بیشتر دزدی و در دختران سوء رفتار جنسی رایج تر است.

علل اختلاف سلوک  

۱-وراثت

۲-تاثیرات اجتماعی

۳-تاثیر همسالان

۴-تاثیر بیولوژی

۵-فقدان تامین نیازهای روانی

۶-تاثیرات خانوادگی(انحراف والدین،قهر و طرد والدین،تعارض والدین و طلاق، خشنونت زناشویی، بد رفتاری فیزیکی با کودک، فقدان نظارت بر اعمال کودک و تقویت رفتارهای پرخاشگرانه کودک)

۷-ناکامی و شکست

۸-تحقیر و بی حرمتی

۹-شیوه های فرزند پروری

۱۰-پردازش شناختی غلط

۱۱-یادگیری های شرطی شده

۱۲-خصوصیات روانی و شخصیتی کودک

 

سیر اختلال سلوک

اختلال سلوک با پرخاشگری بعدی و رفتار ضد اجتماعی در بزرگسالی رابطه دارد.همچنین ممکن است فرد به مشکلات سازگاری بعدی،ترک تحصیل، افت آموزشی، مهارت های کلامی، ضعیف، سوء مصرف الکل و مواد اعتیاد آور و بزهکاری مبتلا شود

 

تشخیص افتراقی:

مهمترین تشخیص افتراقی آن از اختلال نزاع طلبی مقابله ای است زیرا هر چند در نزاع طلبی مقابله ای بعضی از علائم اختلال سلوک مثل نافرمانی و مخالفت با الگوهای قدرت وجود دارد، با این حال الگوی مستمری از مسائل رفتاری جدی تر که طی آن حقوق اساسی دیگران پایمال می شود یا موازین و اصول اجتماعی متناسب با سن فرد مورد تجاوز قرار می گیرند را شامل نمی شود. گرچه کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/بیش فعالی اغلب رفتار بیش فعال و تکانش ور نشان می دهند که ممکن است مخرب باشند،این رفتار به خودی خود هنجار های اجتماعی متناسب سن فرد را نقض نمی کند و بنابراین ملاک های تشخیصی اختلال سلوک را ندارد. اغلب در کودکان یا نوجوانانی که دوره مانیک دارند حالات کج خلقی و مشکلات سلوکی رخ می دهد که این اختلال ها بر خلاف اختلال های سلوکی بیشتر دوره ای هستند.اگر مسائل رفتاری بالینی قابل ملاحظه که ملا های تشخیص اختلال خاص دیگری را ندارند هم زمان با بروز یک موقعیت فشارزای روانی اجتماعی پدید آید باید تشخیص اختلال سازگاری مورد توجه قرار گیرد.برای افراد بالای هجده سال،تنها زمانی تشخیص اختلال سلوک داده خواهد شد که ملاک ها با اختلال شخصیت ضد اجتماعی مطابقت نکنند.

نحوه ی درمان:

۱-حل تعارضات خانوادگی و آسیب های خانوادگی از طریق مشاوره ی خانوادگی

۲-آموزش صحیح شیوه ی فرزندپروری به ویژه آموزش رفتاری و شناختی به والدین

۳-روان درمانی انفرادی به ویژه در کنترل تکانه ها و افزایش محبوببیت

۴-مداخلات محیطی(مداخلات به موقع مدرسه ای نظیر آموزشی حل مسئله و فکر کردن یا پیشگیری به موقع )

۵-خاموش کردن تعاملات خانوادگی قهرآمیز

۶-شناخت درمانی با کودک(جایگزینی شیوه های منطقی به جای شیوه های تکانش ورانه)

۷-فنون رفتار درمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *